موقعی که اینترنت قطع میشه مایی که بیشتر تنهاییم رو تنهاتر میکنه. ارتباطات اندک ما رو محدودتر میکنه .
وگر نه اونا به هر حال راهی واسه ارتباط گرفتن پیدا میکنن

یکساعتی میشه که فهمیدم کلا اینترنت قطعه ☹
خونه نبودم

باد سرد این وقتای سال رو دوست ندارم.
بادی هست که درختا رو میکُشه
گل ها رو خشک میکنه . آدما رو مریض میکنه. کم سن و سالا رو انرژی رو ازشون میگیره و افسرده میکنه.

باد زمستونی رو من خیلی دوست دارم

خوبه که کاپشن رو از تن عکس پروفایلم در نیاوردم . دیگه هوا کم کم داره سرد میشه

دیشب توی خوابم 😴چند روزی بود که داشتم برای امتحان نهایی یه درسی توی دبیرستان میخوندم . اما روز امتحان خواب موندم و دو ساعت دیر بلند شدم . توی خواب گریه میکردم و بدو بدو میرفتم حیاط و بر میگشتم خونه

صبح که بیدار شدم هم بازم گریه کردم😐

امروز صبح گوگل فوتو یه مجموعه از کیک های یک سال گذشته رو جمع کرده بود و برام اعلان فرستاد نگاه کنم .

با تیتر شادمانه های خوشمزه
چه تعبیر زیبایی 😌

نمیخوام داستان یه سریال رو اسپویل کنم ولی یه سوال مربوط به فیلم منو درگیر کرده . پس بدون اشاره به اسمش میپرسم :

آیا افسردگی یا به طور دقیق رسیدن به پوچی میتونه رویا و امید رو شکست بده ؟
برعکسش هم میشه ها!!!

هر چقدر سنم بالاتر میره به چایی بعد از ناهار و شام معتاد تر میشم
نیم ساعت بعدش نه ها !!!!
دقیقا ۵ دقیقه بعد از غذا خوردن 🙃

اونقدر مثل آدم تو خونه ننشسته ام که هر دفعه مهمون میاد و ومجبور میشم چند ساعت صاف بشینم استخون های کمرم تا چند روز میگیره .
چرا مثل آدم نمیتونم بشینم ؟

الان شارژم و کاش یه کوجه ای بود که همه تون اونجا جمع میشدید به بهانه سبزی پاک کردن و اونقدر حرف میزدم و غیبت میکردم که ته نداشت

خیلی وقته چیزی ننوشته بودم اینجا . یا واکنش و لایک نکردبودم مدت زیادی میشه. ولی دنیال میکردم همتون رو
. هر روز.
نمیدونم هر چند یک بار از لخاظ روحی دچار به حالتی میشم که شارژم تموم میشه وباید برم یه گوشه تا باطریم پر بشه

پر از آشوبم، در تخیلاتم چند ساعتی هست که صدایش میزنم و دنبالش هستم تا بیاید و من در آغوشش آرام بگیرم...

تو سیستم عقلمون رو به کار بندازیم که درجا اخراج شدیم😂

تله چیه سومی جان
اینجا زندانه زندان

شانس نداریم که
نمیدونم توی زندگی قبلی تو چه خراب شده ای بودم که با آب و تاب این جا رو تعریف میکنم

همین انسان های اولیه رو بیاریشون توی زندون های فعلی ذوق مرگ مبشن

حداقل امکاناتی که زندانی ها دارن برابری میکنه با سقف آرزو های انسان های اولیه

مقایسه درستی نیست و اما با کمی اغماض میشه پذیرفت

میفهمما ولی متوجه نمیشم. یکی بیاد توضیح بده

اینو اونقدر تکرار کردن که دیگه همه میدونن . برای همین وقتی در جمع میخندم یادش میفتم و نگام رو میندازم پایین.

آخه چرا بعضی چیزا رو لو میدید. بزارید یه دل سیر خیره بشیم دیگه . اه :cwy:

امروزبعد مدت ها نشستم فیلم دیدم. CODA واقعا عالی بود. بدجور احساساتی شدم :cwy:

Show older
Khiar

Khiar is a Mastodon instance for Farsi/English speakers

خیار یک نمونه ماستودون برای فارسی/انگلیسی‌زبانان است.